روز نوشته‌های زینب رمضانی

دغدغه‌های ذهن پریشان یک نوجوان جهان سومی

روز نوشته‌های زینب رمضانی

دغدغه‌های ذهن پریشان یک نوجوان جهان سومی

روز نوشته‌های زینب رمضانی

زینب رمضانی یک نوجوان هیجده نوزده ساله است که سعی دارد پس از این همه یادگیری اجباری ، مدتی را برای یادگیری آنچه واقعا به آن عشق می‌ورزد اختصاص بدهد که اتفاقا یکی از آنها ”نوشتن“ است .

همچینن خوب می‌داند نوشتن چیزی نیست که به الهامات درونی وابسته باشد و همانند مهارت های دیگر نیازمند شوروشوق و نظم است .

او نوشتن را راهی برای بیشتر دانستن و بهتر فهمیدن و آدم بهتری بودن می‌داند .

نوشته هایش را در وبلاگی محقر منتشر می‌کند به امید آنکه خریداری بیابد ...

دلش می‌خواهد روزی به اندازه‌ی داستایوسکی ماهر و معروف شود :)

بایگانی
آخرین نظرات

بچه‌ها

جمعه, ۳ شهریور ۱۳۹۶، ۰۱:۵۶ ب.ظ


مردم شریف سرزمینم !

دیگر وقتش رسیده کمی بیشتر حواسمان را جمع کنیم .


بیایید حتی اگر شده کمی دراندیشه هایمان تجدیدنظر کنیم ؛ بیایید برگردیم به دوران بچگی و به خاطر بیاوریم که افکار امروزمان حاصل کدام تصمیم آن دوران است ؟

ببینیم عقایدمان حاصل مطالعه و بحث و بررسی و عرق‌ریختن های خودمان است یا لقمه‌ی نیم جویده‌ی دیگران را بلعیده‌ایم ؟


اصلا بیایید انقلاب کنیم !

برویم و تمام داستان‌های ساده‌انگارانه و فانتزی که بچه‌هایمان را از حقیقت دور می‌کند را جمع کنیم .


اصلا چه کسی گفته که دخترانمان را با قصه‌ی شاه پریان خواب کنیم؟ 

چه کسی گفته باید پسرانمان را ’’ اسپایدرمن“ خطاب کنیم ؟



یک آدم شجاع بیاید جلو وبه من بگوید چه می‌شود که دختران پانزده- شانزده ساله‌ی ما به جای اینکه رویای دگرگون کردن دنیا را داشته باشند دراندیشه‌ی شاهزاده‌ی بلند قامت سوار براسب سپید هستند؟ 


بگوید چرا توی دبستان کسی به بچه‌هایمان یاد نمی‌دهد کنار کسی که دوستش ندارند باقی بمانند و پرشان به پر هم نگیرد ؟🙅🙅‍


یک آدم عاقل بیاید و جواب درستی به من بدهد !


بگوید چرا نوجوانان ما به جای اینکه غرق در کتاب باشند و زیر وبم دانشمندان و رهبران و سرمایه‌داران دنیا را بیرون بکشند درگیر قهر و آشتی فلان سلبریتی با مخاطب خاصش می‌شوند ؟📚


اصلا چرا توی بچگی هیچکس پیدا نشد تا به‌جای اینکه مرا ’’خوشگل خانوم” خطاب کند ، تلاشم برای بهتر شدن را تحسین کند؟


چرا آن روزی که الفبای انگلیسی را یاد گرفتم هیچ‌کس تشویقم نکرد ولی وقتی برای عروسی عمویم لباس زیبا پوشیدم و لبانم را سرخ کردم همه گونه هایم را بوسه‌باران کردند؟👄💄💅



✍شاید اشکال از من است که جواب این سوال هارا نمی‌فهمم ...



اصلا اشکال از من است که به جای پنج سالگی در سیزده سالگی با ماری‌کوری آشنا شدم !👩‍🔬👩‍🎓


تقصیر من است که دیر فهمیدم آن پیرزن‌سروساده‌ ای که موهای خاکستری اش را پشت سرش جمع کرده بود، زنی حیرت انگیز است که می‌توانم شبیهش باشم .

کاش توی همان چهار- پنج سالگی کسی پیدا می‌شد و به من می‌گفت زیبایی یک انسان در اندیشه‌ی زیبایش است و نه در دستان ظریف و چال روی گونه ... 


شما را به خدا شبیه من نادان نباشید 😔☝️

جواب دادن به این سوال ها را به تعویق نیندازید 

اصلاح جامعه از پایین آغاز می‌شود 

ازهمان سنین کودکی ...



امضا : زینب رمضانی 🔺🔻



💠

💠💠

💠💠💠

💠💠💠💠

  • ۹۶/۰۶/۰۳
  • زینب رمضانی

نظرات  (۵)

  • سینا شهبازی
  • خیلی به اصل نوشته‌ات مرتبط نبود خواهر.
    بیشتر به جوابی که به کامنت My Sky داده بودی ربط داشت.

    پاسخ:
    آها متوجه شدم
  • سینا شهبازی
  • نمی‌دونم حکمت این عدد چهار چیه ولی من هم همیشه توی ذهنم بود موقع جلسه خواستکاری، این عدد ۴ رو مطرح کنم.
    فقط ترسم اینه اگه این دختر خوشبخت بگه حالا چرا ۴تا؟ من توش می‌مونم احتمالا.
    پاسخ:
    متوجه نمیشم کامنتت چه ربطی به مطلب من داشت !


    متنت فوق العاده بود 
    تو بهترینی
    پاسخ:
    سپاس بیکران خانوم بانوووووو ❤❤❤❤
  • محدثه آخوندی
  • زینبی ... متنت فوق العاده زیبا و در عین حال جای تامل بسیاری داره ... تک تک جملاتت مثل یه مته تو مغز ادم فرو میره و ادم رو وادار میکنه که بهشون فکر کنه ... تک تکشون مثل حقایقی هستن که مثل نیش یه مار سمی تو قلب ادم نفوذ میکنه و ادم رو متاثر میکنه ... به امید اینکه ما مادرای اینده کمی تو دنیای وهم آلود دورمون تغیر ایجاد کنیم ...
    پاسخ:
    امیدوارم ...
    لطف شما زیاد
    زینب جون خیلی جالب بود  موضوعت,امیدوارم زمانی که صاحب فرزند شدی 
    اونو جوری تربیت کنی که آرزو داری.

    موفق باشی رفیق 
    پاسخ:
    هرچهارتاشونو عالی تربیت می‌کنم

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی