روز نوشته‌های زینب رمضانی

دغدغه‌های ذهن پریشان یک نوجوان جهان سومی

روز نوشته‌های زینب رمضانی

دغدغه‌های ذهن پریشان یک نوجوان جهان سومی

روز نوشته‌های زینب رمضانی

زینب رمضانی یک نوجوان هیجده نوزده ساله است که سعی دارد پس از این همه یادگیری اجباری ، مدتی را برای یادگیری آنچه واقعا به آن عشق می‌ورزد اختصاص بدهد که اتفاقا یکی از آنها ”نوشتن“ است .

همچینن خوب می‌داند نوشتن چیزی نیست که به الهامات درونی وابسته باشد و همانند مهارت های دیگر نیازمند شوروشوق و نظم است .

او نوشتن را راهی برای بیشتر دانستن و بهتر فهمیدن و آدم بهتری بودن می‌داند .

نوشته هایش را در وبلاگی محقر منتشر می‌کند به امید آنکه خریداری بیابد ...

دلش می‌خواهد روزی به اندازه‌ی داستایوسکی ماهر و معروف شود :)

بایگانی
آخرین نظرات

این حس عجیب ❤

جمعه, ۲۰ مرداد ۱۳۹۶، ۰۴:۵۴ ب.ظ
 




چو عاشق می‌شدم گفتم ربودم گوهر مقصود
ندانستم که این دریا چه موج خون فشان دارد ...




پی نوشت :  کلمه‌ی عشق شما را یاد چه (موزیک ، طعم ، شهر و ...) می‌اندازد ؟

پاسختان را کامنت کنید .


  • ۹۶/۰۵/۲۰
  • زینب رمضانی

نظرات  (۹)

  • سینا شهبازی
  • اتفاقاً به نظرم تا تنهایی اینجور جاهایی رو تجربه نکنی، لذت همراهی با یار رو -اونجوری که باید و شاید- نمی‌تونیم تجربه کنیم.
    پاسخ:
    اینم حرفیه :)
  • سینا شهبازی
  • هر روز که می‌ره جلوتر، می‌فهمم سناریوی اولین روز دیدارمون چیا می‌تونی باشه.
    تا حالا به موتور سواری، آب هویج، فلافل دونونه در کنار نوشابه مشکی و البته بریونی‌اش پی بردم. با یه برنامه‌ریزی معمولی، یه صبح‌ تا شب کافیه برای این کارا.
    و اما جواب سؤال شما:
    ناخودآگاه یاد فیلم تایتانیک و اردیبهشت‌ماه شیراز میفتم. البته دومی رو هنوز تجربه نکردم.
    با کمی تأمل، دلم هوس پیاده‌روی توی کوچه پس کوچه‌های رم و ایتالیا هم کرد. البته اول رم.
    یه روزی میاد که این ۳تا رو هم تجربه کرده باشم. البته امیدوارم...
    پاسخ:
    امیدوارم موفق باشی سینا جان :)

    ولی پیشنهادم اینه که اول ’ یار ‘ رو پیداکنی بعدش به فکر ایتالیا و رم و شیراز باشی
    تنهایی که خوش نمیگذره که ...
    خوشحالم یه نقطه ی مشترک تو خاطراتمون هست:-)
    تازه من یاد موتورم میفتم خیلی زیاد.....
    پاسخ:
    راستش من فقط یاد موتور و آب هویج میفتم لحظه‌ی اول

    بعدش یاد بقیه چیزا
    سرچشمه ی عشق وجود آدمیه.

    عشق منو یاد آهنگ  زیر بارون حامد همایون میندازه,منو یاد بچگیام میندازه اگه بگم یاد اهواز میفتم دروغ نگفتم  یاد پل کمونیو کارون دل انگیزش چون خاطرات شیرینیو تجربه کردم گذشتم,کودکیم,طعم عشق برام توی آب هویج بستنی  تو اون هوای داغ اهواز خلاصه میشه... 

    نظرسنجیه باحالی بود ممنون
    پاسخ:
    چه تصادف دل انگیزی !

    عشق منو هم یاد آب هویج میندازه 

    آب هویج ، موتور ، پنجه بوکس !!!
    عشق منو یاد اینا میندازه
  • محدثه آخوندی
  • کلمه ی عشق من رو یاده سال کنکورو کلاسای کنکورو لا ب لاش با اون همه مشغله ذهنی و درسی یاده ی عاقای بلند قد و هیکلی با چشمای مشکیه وحشی میندازه ک هر هفته رو در خیابون میر به کافه ی رو به رویه اموزشگاه ما می اومد و دقیقا در جایگاه ارزویه من یعنی دانشجوی پزشکی شدن قرار داشت و باب اشناییه ما شد و قدم زدن و صحبت های درسیمون و عاشقانمون به دور از چشم خانواده من در پل خواجو و پل چوبی ...
     بهترین لحظات عمرم که البته برای تو هم آرزو میکنم ولی با نظارت خانواده
    پاسخ:
    آخ عزیزم 

    چقدر دوست دارم ادامه ی این داستان رو برام بگی 

    ای ناقلا خوب جایی هم می‌رفتین :)

    من فقط میدون امام بلدم و خواجو...




    منم از پل چوبی خاطرات خوبی دارم ... شبهای زیادی رو باخانواده اونجا رفتیم
  • امیر حدیدی
  •  زینب جان یاد فرانسه و شاعری و چای سبز می‌افتم :)
    پاسخ:
    امیر عزیییزم :)
    تو منو یاد رومئو میندازی 
    یه نجیب‌زاده‌ی باکلاس عاشق پیشه ...

    برات بهترینا رو آرزو می‌کنم دوست خوب من 
    بهترین پزشک دنیا
  • لیلا موسوی
  • من همیشه وقتی آهنگ یالان از محسن یگانه رو گوش میدم حس عشق و عاشقی بهم دست میده
     البته با اینکه آهنگش ترکیه و چیزی سر در نمیارم 
    پاسخ:
    می فهمم لیلا جان :)

    می فهممت 😁😂
  • لیلا موسوی
  • عشق منو بیشتر یاد لیلی و مجنون میندازه 
    یه عشق واقعی که به جنون میرسه.... 
    پاسخ:
    منو یاد آهنگ « دلم رنجوره» از علی زند وکیلی میندازه ....

    کلا آهنگای شیرازی وخواننده های شیرازی و خود شیراز منو یاد عشق میندازن

    دلم رنجوره رفیقم یارم
    شدم حیرونت انقدر نیازارم
    حواسم پرت چشاته یارم
    زلال چشمات کرده گرفتارم ...
  • مهندس رضا عباسی
  • لایک
    پاسخ:
    مرسی کامنت ❤✌

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی